علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

321

تاريخ بيهق ( فارسى )

ص 266 س 14 امير على بن سبكتكين خترى . . . نسبت خترى ظاهرا غلط و صحيح آن بطورى كه از تاريخ بندارى و غيره بر مىآيد ( چترى ) است . بندارى در تاريخ سلاجقه دو تن از امراى سنجر را نام مىبرد كه بر سنجر مسلط بوده‌اند يكى قماج و ديگرى على چترى ؛ و شخص دوم ظاهرا همين امير على است ؛ صاحب روضة الصفا نيز امير على را با لقب چترى ياد مىكند و مىگويد ويرا سلطان سنجر از درجهء مسخرگى برتبهء امارت رسانيده بود ؛ و او حق نعمت نشناخت و با حاكم غور بر عصيان سلطان همدست شد و سلطان پس از غلبه يافتن بر غوريان او را بقتل رسانيد . ص 267 س 4 و از آنجا بديه طبرزندجان كه نورندگان . . . نورندگان و نسخه بدل آن بطور كامل نقطه‌گذارى نشده و صحيح آن توزندگان است . ( رش ، طبرزندجان ) ص 269 س 10 عز الدين زيد . . . در ( نب ) شمس الدين زيد نوشته شده و صحيح همان عز الدين زيد است . ص 271 س 8 آمدن امير ارتش جلالى . . . مؤلف اين واقعه را در چند صفحه بعد ( 276 ) اندكى مفصلتر تكرار كرده و نام صاحب واقعه در آنجا ارقش خاتونى نوشته شده و ( ارقش ) كه ( ارغش ) نيز نويسند صحيح و ( ارتش ) غلط و محرف است ، و اما خاتونى در القاب آن زمان ديده شده و صحيح‌تر از جلالى مىنمايد ، و جلالى محتمل است كه همان خاتونى بوده و نساخ تحريف كرده‌اند ، يا اينكه ارقش دو لقب داشته است . ( عت ص 276 ) س 10 آمدن خوارزمشاه ينالتكين بن محمد . . . در تاريخ اين واقعه كه مؤلف حكايت مىكند خوارزمشاه اتسز بن محمد بوده و احدى از مورخين او را بنام ينالتكين نخوانده است ، مؤلف اين شخص را در دو سه جاى ديگر به همين نام ( خوارزمشاه ينالتكين ) و در يك موضع بعنوان ( امير اسفهسالار ينالتكين بن خوارزمشاه ) و در يك موضع بنام ( امير ينالتكين ) خوانده ، و ظاهرا نظر به همين عنوانهاى مختلف بوده است كه مستشرق روسى ( بارتولد ) در كتاب موسوم بتركستان او را باستناد بمندرجات همين تاريخ بيهق برادر اتسز خوارزمشاه دانسته ، و اين فرضى معقول است ، و تنها اشكالى كه بر آن وارد توان كرد تاريخ وفات اين ينالتكين است كه مؤلف در جاى ديگر ( صفحه 283 ) بدان اشاره كرده و مىگويد وى تا سنهء احدى و خمسين و خمسمائة بماند ، و خوارزمشاهى كه تا اين سنه بماند اتسز بوده است نه ينالتكين ، و بنا بر اين مقصود مؤلف از ينالتكين بايد همان اتسز باشد و اين دو لفظ را بايد نام يك تن فرض كنيم نه دو تن ؛ و رفع اشكال باينست كه در سال وفات اتسز چند تن از برادران او به حكم ايل ارسلان بن اتسز كشته شدند